تبليغاتX
دختران عفیف***پسران غیور

دختران عفیف***پسران غیور
 
جوانان برتر

مي بينم كه بالاخره اومدي *** حالا كه اومدي نظر گلت يادت نره
 
بذرافشاني در شنبه 1390/03/07 باغبون گلها  عميــد


****خداجون****

با نظرت شادم کن

به رویائی فرو رفتم ، چه زیبا بود گردابم

چو نیلوفر شدم دیشب ، به روی سطح مردابم

نمیدانم شوم شاداب یا محزون و سرگشته

اگر نیلوفرش گشتم ، بهایم چیست؟مردابم؟..



بذرافشاني در چهارشنبه 1391/02/27 باغبون گلها  عميــد

نابودي دوباره


بذرافشاني در جمعه 1391/02/15 باغبون گلها  عميــد

..دنیارو هرطوری ببینی همونجوری پیش میره..

......یه روز تصمیم بگیر که فقط شاد باشی.....

هرچیزی که اومد سرراهتو فکر کردی ناراحتت کرد زود فراموشش کن

اجــــــــــــــازه نـــــــــــده چیـــــــــــــــــزی روووووزتو خـــــــراب کنـــــه

اصلا به این چیزها فکر نکن فقط فکر کن زندگی قشنگه و پراز شادی

....واقعا یواش یواش چیزهای شاد بیشتری تو زندگیت پیش میاد ...

..................زندگی میشه شبیه یه معجزه بی نظیر..................

ستاره                             ستاره

روزی انسان از پروردگار پرسید:خدایا اگرهمه چیز در سرنوشت

ما نوشته شده است پس آرزو کـــــردن ما چه فایده ای دارد؟

پروردگـارخندید و گفت:شاید من نوشته باشم هرچه آرزو کرد.


بذرافشاني در شنبه 1391/02/09 باغبون گلها  عميــد

گروه سرگرمی مرداب | www.Mordab-Group.Ir

بقیه عکسها توی باغچه


 



بيا تو باغچه
بذرافشاني در سه شنبه 1391/02/05 باغبون گلها  عميــد

 

عکس هایی از زیبایی های زندگی


بذرافشاني در دوشنبه 1391/02/04 باغبون گلها  عميــد

 

قيمت خودروهای داخلی و خارجی

قیمت خودروهای داخلی

قيمت خودروهای داخلی و خارجی


 


بذرافشاني در دوشنبه 1391/02/04 باغبون گلها  عميــد

 

گروه اینترنتی مرداب | www.mordab.in

بقیه عکسها توی باغچه



بيا تو باغچه
بذرافشاني در یکشنبه 1391/02/03 باغبون گلها  عميــد

جهت دانلود مداحي به اينجا مراجعه كنيد



بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد

چگونه آرامش را به زندگی خود دعوت کنیم؟

آرامش در همین نزدیکی ماست!

هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند و در این مسیر گام بردارید.

دنبال رضایت این و آن نباشید

زندگی پر است از قضاوت دیگران درباره ما. قضاوت‌هایی که بیشتر اوقات بد و گاهی خوب هستند. اگر عادت کنیم که به داوری دیگران اعتنا کنیم و با هر نظر موافق و مخالف، زیر و رو شویم، باید فاتحه آرامش را بخوانیم.

شما راه خودتان را در زندگی‌تان بروید و با توجه به موقعیت‌های زندگی‌تان و به کمک عقل و درایت خودتان بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنید. کاری نداشته باشید دیگران درباره شما چه فکر خواهند کرد؛ پشت سرتان چه خواهند گفت؛ یا در مسیر هدف شما چه سنگ‌اندازی‌هایی خواهند کرد. رضایت‌ تمام اطرافیان شما چیزی است که هیچ‌گاه نمی‌توانید به دست بیاورید. نظرات دیگران همیشه با یکدیگر متفاوت است. چگونه می‌توانید رضایت دو نفری را تامین کنید که نظراتی کاملا مخالف با یکدیگر دارند؟ بنابراین نظر خود را راهنمای خودتان قرار دهید و از توجه‌نکردن به داوری دیگران عذاب وجدان نگیرید. شما خودتان هستید و خود خودتان باقی بمانید.خودتان را با خودتان مقایسه کنید

اطراف شما پر از انسان‌هایی است که از شما پولدارتر، زیباتر، قدرتمند‌تر، محبوب‌تر و موفق‌تر هستند. شما توانایی این را ندارید که جلوی پیشرفت و ستاره‌شدن دیگران را بگیرید. تمام آنچه در اختیار شماست، قدرت پیشرفت خودتان است. زندگی مسابقه شما با دیگران نیست. زندگی مسابقه شما با خودتان است. لحظاتی که شما در آن اهدافتان را مرتب می‌کنید و برای پیشرفت تلاش می‌کنید، لحظاتی است که شما حقیقتا مسابقه می‌دهید. در این مسابقه خط پایانی برای خودتان درنظر نگیرید. نهایت پیشرفت خود را باز بگذارید ولی این مسیر را به اهداف کوتاه‌مدت تقسیم کنید. رسیدن به هر مرحله از موفقیت به شما یک احساس برتری می‌دهد و باک بنزین شما را برای حرکت به سمت اهداف بالاتر، پر می‌کند. در حالی که اگر خود را با دیگران مقایسه کنید، تمام این انرژی صرف آن خواهد شد که چگونه می‌توان جلوی پیشرفت دیگران را گرفت، هدفی که شما قدرتی برای انجام آن نخواهید‌داشت.دریا دل باشید

قلب شما چقدر بزرگ است؟ به اندازه مشت بسته‌تان؟ به اندازه تمام وجودتان؟ به اندازه خانواده‌تان؟ به اندازه شهر یا کشورتان؟ یا به اندازه همه این کره خاکی؟ هر اندازه قلب شما وسیع‌تر باشد، مرز‌بندی‌های وجودتان کمتر است. همین مرزبندی‌ها محدودیت می‌آورد. اندیشیدن به مرزهایی برای دوست داشتن، ذهن‌تان را مشغول خواهد کرد ولی اگر درهای قلب‌تان را به وسعت تمام این دنیا بگشایید، دیگر با همه دنیا یکی خواهید شد و به آرامش خواهید رسید. مرزبندی یعنی درون این محدوده خوب باش، مهربان باش، درستکار باش ولی بیرون از آن هر کاری که می‌خواهی انجام بده؛ و این یعنی دوگانگی و دورویی با خود. تلاش کنید تمام احساسات خود را یک کاسه کنید تا بتوانید آزادتر نفس بکشید، زندگی کنید و عشق‌بورزید.
مهم آن است که به آنچه دارید آگاه باشید و قدرش را بدانید. از آن استفاده کنید و با آن پیشرفت کنید. اینکه دیگران چه برتری‌هایی دارند یا چه کاستی‌هایی دارند، دردی از شما دوا نخواهد کرد، زندگی شما را تغییر نخواهد داد ولی درک آنچه خودتان دارید و استفاده صحیح از آن می‌تواند زندگی شما را دگرگون‌کند.
حال را دریابید

در منزل نشسته‌اید و یکی از عزیزان‌تان دیر کرده است، چشم از ساعت برنمی‌دارید و در ذهن خود بدترین حوادث ممکن را تصویر می‌کنید و خودتان نقش اول این فیلم‌های آینده را بازی می‌کنید. نتیجه آن فقط چند برابر شدن نگرانی‌تان و کشتن لحظاتی است که در آن حضور داشته‌اید. در باز می‌شود و عزیز شما، صحیح و سالم از راه می‌رسد. چه کسی تاوان لحظاتی را که بسیار ارزان به قتلگاه برده‌اید، خواهد داد؟ برای شادبودن، باید عادت کنید «در لحظه» زندگی کنید. در لحظه بخندید، گریه کنید، شاد شوید و غمگین شوید. انسان‌های شاد، با خودشان روراست هستند و در هر لحظه برای همان لحظه تصمیم می‌گیرند. آرامش در لحظه خلق می‌شود؛ به لحظه حال وفادار باقی بمانید.تفاوت‌ها را بپذیرید

به اندازه تمام انسان‌های روی این کره خاکی، تیپ و شخصیت متفاوت وجود دارد. انسان‌هایی که قابلیت‌ها، امکانات، استعدادها و توانایی‌های بسیار متفاوتی دارند. بسیاری از آنها از نظر امکانات جسمی، روحی، مالی… پایین‌تر و بسیاری نیز بالا دست شما قرار دارند. یکی از قدم‌های مهم برای دست‌یابی به آرامش، پذیرفتن این تفاوت‌ها است. شما نمی‌توانید این تفاوت‌ها را پاک کنید ولی وقتی حضور آنها را بپذیرید، دیگر از بابت وجودشان احساس نگرانی نخواهید کرد. زندگی پر است از تفاوت‌های کوچک و بزرگ.

مهم آن است که به آنچه دارید آگاه باشید و قدرش را بدانید. از آن استفاده کنید و با آن پیشرفت کنید. اینکه دیگران چه برتری‌هایی دارند یا چه کاستی‌هایی دارند، دردی از شما دوا نخواهد کرد، زندگی شما را تغییر نخواهد داد ولی درک آنچه خودتان دارید و استفاده صحیح از آن می‌تواند زندگی شما را دگرگون‌کند.پیش‌داوری نکنید

بسیاری از ما عادت کرده‌ایم با چشم دیگران به انسان‌ها نگاه کنیم. قضاوت‌ها، پیش‌داوری‌ها و گفته‌های دیگران درباره افرادی که آنها را نمی‌شناسیم یا آشنایی اندکی با آنها داریم، اساس قضاوت ما را درباره شخصیت افراد تشکیل می‌دهد. در حالی که نگاه‌کردن به دیگران با چشمان خودمان بهترین راه برای شناخت انسان‌های اطراف‌مان است.

فراموش نکنید پیش‌داوری ناآگاهانه درباره دیگران می‌تواند اثرات عمیقی بر ارتباط شما با دیگران داشته باشد. نکته دیگر اینکه انسان‌های اطراف ما همه انسان‌هایی خاکستری هستند، سفید یا سیاه مطلق وجود ندارد. درباره دیگران سخت‌گیر نباشید.

اگر نیمی از وجودشان سفید است، به آنها تخفیف دهید و آنها را از انسان‌های خوب پیرامون خود بدانید. فراموش نکنید شما هم در چشم دیگران انسانی خاکستری هستید و دوست دارید دیگران شما را سفید بپذیرند.

خودتان را پیدا کنید

شما مثل هیچ‌کس نیستید، فقط شکل خودتان هستید. پیداکردن خودتان کار چندان آسانی نیست ولی اگر حواس‌تان را به خود واقعی‌تان جمع کنید، بسیاری از ناآرامی‌ها، نگرانی‌ها و مقایسه‌ها ناگهان از زندگی شما محو می‌شوند و شما فرصت خواهید یافت خودتان را دوباره بسازید- آن‌طور که دوست دارید. حسادت به داشته‌های دیگران جز رنج و سکون فایده‌ای ندارد. به جای آن اگر هرکس از اطرافیانتان نکته مثبتی دارد، آن نکته مثبت را برای خودتان خلق کنید. شاید بخواهید پولدارتر، زیباتر، خوش‌اندام‌تر، بانفوذتر، بااعتماد به نفس‌تر… و هزاران «تر» و «ترین» دیگر باشید. خوب اصلا اشکالی ندارد. شما ظرفیت دارید که به همه این «ترین‌‌ها» دست پیدا کنید.

برای شروع کافی است قلم و کاغذ بردارید و همه آنچه می‌خواهید بشوید، در آن یادداشت کنید و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنید. چند سال بعد اگر به همان کاغذ نگاه کنید، خواهید دید از آن تصورات خام که برای خود در نظر گرفته‌اید، بسیار برتر و بهتر هستید. باور نمی‌کنید؟ امتحان‌کنید.
اگر قرار است در امتحان پذیرفته شوید، تسلط کامل بر کتاب‌ها و منابع به دست بیاورید. اگر تمایل دارید در حرفه خودتان نفر اول باشید، مهارت‌های لازم را با مطالعه و تمرین به دست آورید. این یعنی به دست آوردن لیاقت و آمادگی
به حقیقت وفادار بمانید

حقیقت هر اندازه تلخ باشد، باز هم پذیرفتن آن آرامش‌بخش‌ است. شما اگر نتوانید حقایق زندگی خودتان را باور کنید، به خودتان خیانت کرده‌اید؛ چون شما اندیشه‌ها و باورهایی زندگی خواهید کرد که به شما وفادار نخواهند ماند، دیر یا زود شما را رها خواهند کرد و مجبور خواهید شد با واقعیت روبه‌رو شوید. پذیرفتن حقیقت شاید دشوار باشد ولی به شما کمک خواهد کرد که برای آینده برنامه‌ریزی صحیحی داشته باشید. اگر به خودتان دروغ بگویید، مجبورید به این کار ادامه دهید و کم‌کم به جایی می‌رسید که می‌بینید بر پایه یک پیش‌فرض غلط، یک برج چند طبقه را ساخته‌اید. از هم پاشیدن این پایه، کاخ تمام آرزوها و تلاش‌هایتان را ویران خواهد کرد و نتیجه‌ای جز ناآرامی و احساس زیان نخواهد‌‌‌‌‌‌‌‌داشت.هزینه‌اش را بپردازید

در این دنیا هیچ‌چیز را مجانی به کسی نمی‌دهند. شما برای آنکه نعمتی به دست آورید لازم است پیش از هر چیز، لیاقت آن را در خود ایجاد کنید. مطمئن باشید هرگاه ظرفیت دریافت آن را در خود ایجاد کردید، آن مطلوب در اختیارتان قرار خواهد گرفت.

بنابراین به جای اینکه وقت‌تان را صرف غبطه خوردن به حال دیگران بکنید، برای رسیدن به مقصود خود، آمادگی‌های لازم را در خودتان ایجاد کنید. اگر قرار است در امتحان پذیرفته شوید، تسلط کامل بر کتاب‌ها و منابع به دست بیاورید. اگر تمایل دارید در حرفه خودتان نفر اول باشید، مهارت‌های لازم را با مطالعه و تمرین به دست آورید. این یعنی به دست آوردن لیاقت و آمادگی.برای خودتان وقت بگذارید

آیا تا به حال پیش آمده است که خودتان را آن‌قدر درگیر زندگی و حرفه خود کرده باشید که دیگر فرصتی برای رسیدن به خودتان نداشته باشید؟ در طول روز، حداقل یکی از کارهایی را که دلتان می‌خواهد انجام دهید. به خرید بروید، موسیقی دلخواهتان را گوش کنید، با دوست‌تان تلفنی صحبت کنید، نقاشی بکشید، روزنامه دلخواهتان را بخوانید… حتما در طول روز برای خود وقت بگذارید. این وقت ممکن است خیلی کوتاه باشد ولی به شما کمک خواهد کرد که آرامش از دست رفته خود را در میان مشغله روزانه بازیابید.و هرگز از یاد خدا غافل نشوید

گاهی آدم چنان در زندگی غرق می‌شود که فراموش می‌کند «از کجا آمده و آمدنش بهر چه بود.» یاد خدا قوی‌ترین اکسیر آرامش‌بخش است. جرعه‌ای از این اکسیر را بنوشید، خدا را عاشقانه‌بخوانید و اطمینان داشته باشید که او پاسختان را خواهد داد.


بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد

عکس های محصول جدید ایران خودرو

بقیه عکسها توی باغچه

 



بيا تو باغچه
بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد

مقام مادر در احادیث

از نخستین روز خلقت بشر، تا کنون در هر کجای دنیا و در میان هر قوم و نژاد و ملتی، با هر آداب و آیینی، وقتی نام مادر برده می‌شود، کوچک و بزرگ، همه و همه، سرشار از شور و حرارت و مهر و الفت می‌شوند و قلبشان پر تپش‌تر می‌زند. اسلام نیز برای مادر، مقام و ارزش فوق العاده ای قائل شده است تا آنجا که رسیدن به بهشت را با رضای مادر میسر می‌داند.

مقام مادر از منظر پیامبر اکرم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ضمن روایتی فرمودند: بهشت زیر پای مادران است.

یعنی رسیدن به آخرین مرحله کمال انسانی با جلب رضای مادر تامین می‌شود.

جنان در زیر گام مادران است

بکش بر دیده ، خاک زیر گامش

مکن بر روی او تندی که بر تو

خدا فرموده واجب احترامش

البته منظور این نیست که اگر کسی رضایت مادر را تامین کند ولی به بقیه وظایف مذهبی و شرعی خویش نپردازد، به بهشت خواهد رفت بلکه مقصود این است که اگر فردی وظائف دینی و اسلامی خویش را انجام دهد ولی مادر از فرد راضی نباشد، قطعا در بهشت الهی جایی برایش نخواهد بود.

در بیان توصیه به احترام و تکریم مادر، باز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

” هر که پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش مصون شود.” و نیز توصیه فرمودند: هر گاه پدر و مادر هر دو تواما تو را صدا کردند، ابتدا اجابت مادر نما. و در مورد احسان و نیکوئی در حق مادر، توصیه و تاکید بسیاری فرمودند، چنانکه فرمودند: مادر خود، مادر خود، مادر خود را رعایت کن، سپس پدر خود را و سپس کسانی را که به تو نزدیکترند.”

همچنین بنا به فرمایش ایشان خشنودی و خشم خدا در گرو خشنودی و خشم پدر و مادر است.

همنشین موسی در بهشت

بیان داستان زیر موید این مطلب است:

نقل شده که موسی بن عمران – علی نبینّا و آله علیه السلام – روزی هنگام مناجات با خداوند، از پروردگار در خواست می‌کند که هم مقام و رفیق او را در بهشت به وی معرفی فرماید.

خطاب آمد جوانی است در فلان ناحیه که همنشین و هم مقام تو در بهشت برین است. حضرت موسی به سراغ او آمد. دید جوانی است قصاب، از دور مراقبت کرد تا ببیند چه عمل فوق العاده و کار پر ارزشی از وی صادر می‌گردد که لیاقت چنین مقامی را پیدا کرده است تا در مقام یک پیغمبر قرار گیرد. ولی هر چه بیشتر مراقبت کرد، کمتر موفق گردید. تا شب هنگام که جوان، محل کار خود را ترک کرده و رهسپار خانه شد.

حضرت موسی بدون آنکه خود را معرفی کند، نزد وی آمد و از او خواست تا آن شب را میهمان جوان باشد و در خانه وی بسر برد تا شاید از این راه به ارتباط خاصش با خداوند پی برده و رمز علو مقام او را در بهشت در یابد.

جوان در خواست حضرت را پذیرفت و او را با خود خانه برد.

وی دید هنگامی که جوان وارد خانه شد، قبل از هر چیز غذایی آماده ساخت. آنگاه به سراغ پیرزنی که دست و پایش فلج شده و از کار افتاده بود، رفت و با صبر و حوصله خاصی، لقمه لقمه از آن غذا در دهان آن زن گذاشت تا سیرش کرد. سپس لباس او را عوض نمود و او را در انجام قضا حوائجش با مهربانی کمک کرد. آنگاه زن را در جای مخصوص وی قرار داد.

حضرت موسی که مراقب آن جوان بود، دید در آن شب جز وظایف مذهبی خود، عمل دیگری انجام نداده، نه دعای نیمه شبی دارد نه ناله و آه و مناجاتی و نه هیچ عمل فوق العاده‌ای دیگر.

فردای آن شب، پیش از آنکه از خانه خارج گردند، حضرت موسی دید جوان به آن غذا داد و صمیمانه در انجامش کارهایش به او کمک کرد.

هنگام خداحافظی حضرت موسی از جوان پرسید: این زن که بود و پس از آنکه تو به او غذا می‌دادی چشمی به سوی آسمان می‌دوخت و کلماتی بر زبان می‌راند آن کلمات چه بوده است؟

نتیجه رعایت مقام مادر

جوان گفت: این زن مادر من است و هر بار که من به او غذا می‌دهم و او را سیر می‌کنم درباره من دعا می‌کند و می‌گوید خدایا به پاداش این خدماتی که فرزندم نسبت به من انجام می‌دهد او را همنشین و رفیق موسی بن عمران در بهشت برین گردان.

هنگامی که حضرت موسی این جریان را شنید تکانی خورد و به جوان مژده داد که دعای مادر درباره تو مستجاب گردیده است.

رعایت نمودن حقوق پدر و مادر، اینگونه موفقیتهای دنیوی و معنوی نصیب فرزندان می‌سازد پس در احترام به آنها و ادا حقوق آنان کوشا باشیم


بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد

در کشور بابل در چهار هزار سال پیش رسمی وجود داشته است که بر اساس آن یک ماه پس از مراسم عروسی، پدر عروس برای دامادش یک نوع نوشیدنی شیرین که از عسل درست شده بود تهیه می‌کرده، آنها این ماه را ماه عسل می‌گفتند. امروزه این اصطلاح را برای ماه نخست ازدواج بکار می‌برند.


بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد

داستان کوتاه/دزد با انصاف

روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند.
و من دزد مال او هستم، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ؛
آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است…


بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد


بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد
بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد

 
در مسیر دریایی قشم به جزیره هرمز کوه هایی به رنگ زرد، سفید و قرمز دیده می شود. در میان این کوه ها، کوه قرمز رنگی وجود دارد که خاکش خوراکی است و مردم محلی از خاک سرخ آن به عنوان ادویه در طبخ ماهی و نان و تهیه ترشی و مربا استفاده می کنند.


مردم محلی این کوه را «دلک» می نامند و خاک سرخ آن را مانند نمک در تهیه انواع غذاها مصرف می کنند. این کوه با ارتفاع تقریبی 200 متر در جنوب جزیره هرمز قرار گرفته و از خاک آن در صنایع سرامیک سازی و رنگسازی نیز استفاده می شود.


جزیره هرمز مانند صدفی با 9/14 کیلومتر مربع در جنوب شرقی بندرعباس و در میان آب های خلیج فارس قرار گرفته است. سطح جزیره هرمز را طبقات رسوبی و آتشفشانی تشکیل داده است. طبقات نمکی نیز به صورت تپه هایی قسمت اعظم جزیره را پوشانده اند و اغلب از جنس نمک طعام هستند.بلندترین نقطه آن 186 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگ ترین قطر آن هشت کیلومتر است.


به دلیل بارش های اندک جوی و نمکی بودن خاک و شور بودن آب، هیچ نوع مرتع و گیاهی در جزیره وجود ندارد. استخراج و صدور خاک سرخ جزیره هرمز یکی از مهم ترین منابع درآمد اهالی است. نمک آبی و سنگ لاشه از دیگر معادن این جزیره است. شهر هرمز مرکز جزیره هرمز است.

این جزیره فاقد آب شیرین است و آب آشامیدنی آن از بندرعباس تامین می شود.

بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد


بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد


 
لاریسا معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به محض اینکه وارد اتومبیل می‌شود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسه‌اش می‌‌‌گیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش می‌اندازد هم وضع همینطور است.

لاریسا که 30 سال دارد، تنها کسی نیست که این وضع را دارد. خیلی‌ها در زمان‌های خاص عطسه‌شان می‌گیرد مثلاً بعد از ورزش کردن، برداشتن ابرویشان، زیر نور آفتاب و ...


در زیر به دلایل اینکه چرا در زمان‌های عجیب عطسه‌مان می‌گیرد اشاره می‌کنیم.


1. عطسه کردن از اعصابتان شروع می‌شود. این را نیل کائو متخصص آلرژی و آسم در مرکز آسم و آلرژی گرین ویل می‌گوید.


او اینطور توضیح می دهد که سیستم عصبی همه افراد به یک طریق یکسان سیم‌کشی شده است اما پیام‌هایی که در طول این عصب‌ها حرکت می‌کنند، راه‌های متفاوتی برای رفت‌و‌آمد به مغز انتخاب می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود عادت عطسه کردن در افراد مختلف متفاوت باشد.


او می‌گوید، "این انتقال عصب‌هاست که به مغزتان می‌گوید که چیزی در بینی شما هست که باید بیرون بیاید!"


2. عطسه کردن از بدنتان محافظت می‌کند. دکتر کائو می‌گوید، "عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است که کمک می‌کند سالم بمانید."


عطسه با پاک کردن بینی از باکتری‌ها و ویروس‌ها از بدنتان محافظت می‌کند. وقتی چیزی وارد بینی شما می‌شود یا با محرکی روبه‌رو می شوید که مرکز عطسه که در پایین ساقه مغز قرار گرفته‌است در مغزتان را تحریک می‌کند، پیام‌هایی سریعاً برای بستن گلو، چشم‌ها و دهانتان فرستاده می‌شود.
 

سپس، عضلات سینه‌تان شدیداً منقبض می‌شوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد می‌‌شوند. درنتیجه این، هوا — به همراه بزاق و ماده مخاطی — با شدت از دهان و بینی‌تان بیرون می‌آید. و همین می‌شود که عطسه می‌کنید.

3. عطسه سریع اتفاق می افتد. عطسه ها با سرعت 161 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند. یک عطسه می‌تواند 100،000 میکروب را وارد هوا کند.


4. برداشتن ابرو ممکن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان که مسیر بینی را تامین می‌کند اثر می‌گذارد. و در نتیجه عطسه می‌کنید.


5. هیچوقت در خواب عطسه نمی‌کنید. وقتی می‌خوابید، اعصاب عطسه هم می‌خوابند و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمی‌کنید.


6. ورزش ممکن است عطسه‌تان بیندازد. دکتر کائو اعتقاد دارد که ورزش موجب عطسه کردن می‌شود. او می‌گوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار می‌آورید، تنفستان زیاد می‌شود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشک می‌شود. به این ترتیب، بینی شما با شروع به ترشح که موجب عطسه می‌شود به این مسئله واکنش می‌دهد.


7. طولانی‌ترین عطسه : 978 روز که توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.


8. نور آفتاب موجب عطسه کردن می‌شود. نورآفتاب باعث می‌شود که یکی از هر سه نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله ای ارثی است — این هم یک چیز دیگر که می‌توانید گردن پدر ‌و ‌‌‌مادرتان بیندازید!


9. رابطه جنسی هم می‌تواند محرک عطسه باشد. بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید اتفاق می‌افتد. محققان باور دارند که تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک در برخی افراد پیام‌هایی ارسال می‌کند که نه فقط باعث می‌شود این افراد از رابطه جنسی خود لذت ببرند، بلکه بعد از اتمام آن عطسه کنند.


10. پرعطسه‌ترین حیوان : ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌کند. عطسه کردن معمولاً برای بیرون کردن برخی نمک‌های خاص که از محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق می‌افتد.


11. چطور عطسه را متوقف کنید؟ بااینکه هنوز ثابت نشده است اما نفس کشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان می‌تواند چاره‌ساز باشد.


خرافات مربوط به عطسه

گذشته از این واقعیت‌های عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود دارد.

بعنوان مثال، درست نیست که وقتی عطسه می‌کنید قلبتان می‌ایستد. وقتی سینه‌تان به خاطر عطسه منقبض می‌شود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض می‌شود. درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر می‌کند اما توقف نمی‌کند.


و وقتی عطسه می‌کنید کره چشمتان بیرون نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه کردن به طور طبیعی چشم‌هایشان را می‌بندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشم‌هایشان بیرون نخواهد پرید! دکتر کائو می‌گوید، "بااینکه فشارخون پشت چشم موقع عطسه کردن کمی بالا می‌رود اما آنقدر زیاد نیست که چشم‌هایتان را از حدقه بیرون کند."


خیلی‌ها هم عقیده دارند وقتی عطسه می‌کنید باید کاری که مشغول انجام آن هستید را متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان می‌آید و اگر گربه‌تان عطسه کند باران خواهد آمد.

درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دکتر وود توضیح می‌دهد که واژه عطسه به یونانی "pneuma” به معنای روح می‌باشد.
 

او می‌گوید، "دعای خیر عافیت باشد بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته عطسه را تجربه‌ای نزدیک به مرگ می‌پنداشتند و تصور می‌کردند که دعای خیر روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات می‌دهد و از وارد شدن شیطان به بدنش جلوگیری می‌کند.

بذرافشاني در سه شنبه 1391/01/29 باغبون گلها  عميــد


 

اگر برای خوابیدن مشکل دارید و تصور می‌کنید که گرسنگی ممکن است بخشی از این مشکل باشد، آیا به خودتان اجازه می‌دهید که در نیمه شب تنقلات بخورید؟

در اینجا فهرست پنج غذا ذکر شده که در واقع می‌توانند به شما کمک کنند تا به خواب بروید.

یکی از این مواد غذایی مفید برای کمک به خوابیدن گیلاس‌ها هستند. گیلاس‌های تازه یا خشک یکی از منابع غذای طبیعی ملاتونین هستند، ماده شیمیایی که ساعت درونی بدن را برای تنظیم خواب کنترل می‌کند.
 

محققانی که گیلا‌س‌های ترش را مورد آزمایش قرار داده‌اند و متوجه سطح بالای ملاتونین شدند، توصیه ‌کرده‌اند این گیلاس‌ها را یک ساعت قبل ازخواب بخورید.

خوردنی بعدی موزها هستند. پتاسیم و منیزیم شل کننده‌های طبیعی عضلات هستند و موزها منبع غنی از این دو عنصر هستند.


نان تست نیز از گروه غذاهای غنی از کربوهیدرات است که موجب تولید انسولین می‌شود و با افزایش سرعت آزادسازی تریپتوفان و سروتونین (دو ماده شیمیایی که شما را آرام کرده و به خواب می‌برند) ترغیب به خوابیدن می‌کنند.


خوردنی مفید بعدی بلغور جو است. یک کاسه بلغور جو مثل نان تست قند خون را بالا می‌برد که آن هم به نوبه خود تولید انسولین می‌کند و مواد شیمیایی مغزی ترغیب کننده خواب آزاد می‌کند. جوها غنی از ملاتونین هستند که می‌توان از آن به عنوان یک کمک برای خوابیدن استفاده کرد.

بذرافشاني در شنبه 1391/01/26 باغبون گلها  عميــد


مادر قدیم 

گویند مرا چو زاد مادر    

پستان به دهان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره ی من    

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد    

تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم    

الفاظ نهاد و گفتن اموخت

لبخند نهاد بر لب من    

بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست    

تا هستم و هست دارمش دوست


مادر امروزی


گویند مرا چو زاد مادر    

روی کاناپه لمیدن آموخت

شبها بر ماهواره تا صبح    

بنشست و کلیپ دیدن آموخت

بر چهره سبوس و ماست مالید    

تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت

بنمود تتو دو ابروی خویش    

تا رسم کمان کشیدن آموخت

هر ماه برفت نزد جراح    

آیین چروک چیدن آموخت

دستم بگرفت و برد بازار    

همواره طلا خریدن آموخت

با قوم خودش همیشه پیوند    

از قوم شوهر بریدن آموخت

آسوده نشست و با اس ام اس    

جکهای خفن چتیدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب و روز    

از پیک مدد رسیدن آموخت

پای تلفن دو ساعت و نیم    

گل گفتن و گل شنیدن آموخت

بابام چو آمد از سر کار    

بیماری و قد خمیدن آموخت


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : خودم